تبلیغات
آسمانی کویر - اشعه ی X...
 
در سرزمینی که سایه ی آدم های کوچک بزرگ باشد،آفتاب در حال غروب است!

اشعه ی X...

نوشته شده توسط :hossein hosseinkhani
پنجشنبه 17 آذر 1390-10:07 ب.ظ

سالها پیش هر گاه نامت را می شنیدم برایم معما بودی و جذاب،دوست داشتم تو را بشناسم و یا حداقل فلسفه نامت را بدانم،نمی دانم آنچه مرا با تو آشنا ساخت چه بود؟تقدیر؟هر چه بود تو اینک جزء لاینفک بخشی از بودنم هستی!

اکنون چند سالی است با تو آشنایم،دگر برایم مجهول و ناشناخته نیستی!می شناسمت وحتی اعتراف می کنم که دوستت دارم!

هر چند خوب می دانم این دوستی را حریمی است،حریمی از جنس سرب!تو چنان خرمنی از آتشی!گرمای معبودت و رقص هزار رنگ شعله ات از دور زیباست و نزدیک شدن به تو سوزنده است و نابود کننده!دوستت دارم و خوب می دانم بودنت چه دردهایی را که در هم نوعم تشخیص داد و چه دردهایی را تسکین!

توبه درون ها نفوذ می کنی و برهنه و عریان هر آنچه را که هست،نشان می دهی و این گونه از تو آموختم درونم را پاک نگه دارم تا در برابر حس گرمای زندگی شرمنده نگردم!

طبع یونیزان تو،به من اموخت خصوصیات بد وجودم را یونیزه کرده و از خود جدا  سازم و خوبی هایم را شدیدا محافظت!

دوست خوب من!ای که تنها نامت مجهول و ناشناخته!تا همیشه بمان هر چند در حصاری از سرب و بتون!

نویسنده:مریم انجم شعاع





نظرات() 


feet pain
شنبه 25 شهریور 1396 09:46 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you penning
this article plus the rest of the website is really good.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox