تبلیغات
آسمانی کویر - کلوت های شهداد
 
در سرزمینی که سایه ی آدم های کوچک بزرگ باشد،آفتاب در حال غروب است!

کلوت های شهداد

نوشته شده توسط :hossein hosseinkhani
شنبه 28 آبان 1390-11:18 ق.ظ

عرض سلام خدمت تمامی دوستان.دیروز در کرمان جشنواره ای با نام کلوت های شهداد برگزار شد.من و چندی از دوستان نیز به آنجا رفتیم.

جای شما واقعا خالی بود ...

واقعا زیبا بود،زیبا بود ،خشن ترین چهره طبیعت!باد و آفتاب و باران معجزه ای آفریده بودند که چشمان از دیدنش سیر نمی شد.

چه احساس خوبی بود روی شنهای روان راه رفتن و دراز کشیدن!

چه احساس زیبایی بود تشنگی در کویر و دیدن سراب های پی درپی که عطش آدمی را بیشتر می کرد!و آدمی به خیال خویش به سمت سراب هایی خالی و خیالی می دوید اما...هر چه به آنها نزدیکتر می شد،دورتر می شد؛دورتر و دورتر می شد!

چه احساس زیبایی بود،رهایی!چه احساس زیبایی بود،بودن در دریایی از خیال و سکوت و ترس!

چه احساس زیبایی بود،دیدن کلوت هایی منظم به گونه ای که از زمین در یک چهار چوب خاص نامنظم  روییده بودند!

چه احساس عجیبی بود،ترس از هیچ در کویر!!!

چه احساس زیبایی بود،تنهایی و تنهایی و تنهایی...

کویر،ای دریای سکوت،چه آشنایی با من و من چه بیگانه ام با تو!چه بیگانه ام با خودم،که تو آشنای دیرینم را به سختی می شناسم.

تو را دوست خواهم داشت ای آشنای من،تو را دوست دارم ای آشنای تنهایی های من،تو را دوست دارم ای...

کلوت های شهداد ، ;g,j  / تپه های شنی ،  کلوت ها ، گندم بریان ، رود شور

 





نظرات() 


نازنین اریا
یکشنبه 29 آبان 1390 10:48 ب.ظ
سلام
واقعا زیبابود
شقایق
یکشنبه 29 آبان 1390 08:07 ق.ظ
سلام

ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox